نکته ای جالب...بسیار جالب

دوستان عزیز من در مورد این مطلب هیچ چی نمی گم.خودتون به 

ادا مه ی مطلب برید و بخونیدش

ادامه نوشته

معمایی تفکر امیز از دکتر حسابی

دوستان عزیز برای جواب دادن به معمای دکتر حسابی به ادامه ی مطلب بروید.درک این معما بسیار دشوار است از تفکر دست بر ندارید و زود تسلیم نشوید  

به ادامه ی مطلب بروید

ادامه نوشته

تا آب شدم سراب دیدم خود را

 دریا گشتم حباب دیدم خود را                    نایت اسکین                           

آگاه شدم غفلت  خود   را  دیدم

بیدار شدم به خواب دیدم خود را...

شعر سیب-: حمید مصدق _ فروغ فرخزاد  _ ماردین امینی انبی

دوستان عزیز این سه شعری را که می بینید سه شاعرمختلف به سبک شعر نو در جواب هم دیگر نوشته اند.شعر اول را حمید مصدق از قول پسرک نوشته است.شعر دوم را فروغ فرخزاد از قول دخترک و شعر سوم را ماردین امینی انبی از قول سیب نوشته است .

برای خواندن اشعار روی ادامه ی مطلب کلیک کنید

 

ادامه نوشته

داستان زیبا و اموزنده

 

شیطان و فرعون

فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد.
روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت: اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن.
فرعون یک روز از او فرصت گرفت. شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد و همچنان عاجز مانده بود که ناگهان کسی درب خوابگاهش را به صدا در آورد.
فرعون پرسید کیستی؟ ناگهان دید که شیطان وارد شد.
شیطان گفت: خاک بر سر خدایی که نمیداند پشت در کیست. سپس وردی بر خوشه انگور خواند و خوشه انگور طلا شد!
بعد خطاب به فرعون گفت: من با این همه توانایی لیاقت بندگی خدا را نداشتم آنوقت تو با این همه حقارت ادعای خدایی می کنی؟پس شیطان عازم رفتن شد که فرعون گفت: چرا انسان را سجده نکردی تا از درگاه خدا رانده شدی؟
شیطان پاسخ داد: زیرا میدانستم که از نسل او همانند تو به وجود می آید.